العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

441

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

اينها با هدايت نتيجه مىدهد . اين طور نيست كه هر كس نام مؤمن بر خود نهاده در حقيقت اهل نجات باشد ، و با گمراهان در هلاكت گرفتار نشود ، اگر چنين بود بايد يهوديان با اعتراف به توحيد و اقرار به خداوند نجات پيدا مىكردند و يا ديگران كه به وحدانيت خداوند اقرار كرده‌اند رستگار گردند . شيطان و كسانى كه پائين‌تر از او مىباشند از اين گروه هستند ، و آنها ابتداء موحد و مؤمن بودند ، ولى خداوند در يك آيه اين مطلب را روشن كرده است در آنجا كه مىگويد : كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را به ظلم آلوده نكردند آنها در امن خواهند بود و راه هدايت را پيدا خواهند كرد ، و نيز فرموده : آنها گفتند ما به زبان خود ايمان آورديم ولى دل آنها ايمان نياورده بود . 3 - محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن جناب در تفسير آيه شريفه الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ فرمود : يكى از آن موارد همان است كه زرارة و ياران او پديد آوردند . 4 - ابو بصير گويد به امام عليه السّلام عرض كردم : شيطان در هنگام پيرى مىخواهد مرا مايوس كند من به او گفتم : اى مشرك و اى كافر تو دروغ مىگوئى من به خداى خود مؤمن هستم ، و براى او روزه مىگيرم و نماز مىگذارم ، و او را ثناء مىگويم ، و ايمان خود را به ظلم آلوده نمىكنم . 5 - جابر جعفى روايت مىكند كه امام عليه السّلام فرمود : يكى از روزها رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله در راهى حركت مىكردند كه ناگهان از دور سياهى به چشم خورد ، رسول خدا فرمود : اين سياهى كه از دور به نظر مىرسد با ما رفاقتى ندارد و تاكنون با ما مانوس نبوده است . هنگامى كه آن مرد رسيد سلام كرد ، رسول خدا فرمود : كجا مىرويد ، گفت مىخواهم به يثرب بروم ، فرمود : در آنجا چكار دارى گفت : مىخواهم نزد محمد بروم ، فرمود : من محمد هستم ، آن مرد گفت سوگند بخدائى كه تو را مبعوث كرد من هفت روز است آدمى نديده‌ام و غذائى نخورده‌ام ، مگر از گياهانى كه جارپايم